محمد بن محمود دهدار شيرازى
44
شرح خطبة البيان ( فارسى )
مذكوره ، عبارت است از تعلّق علم قديم الهى به ظاهر « 1 » . پس ايجاد و اختراع و ابداع و خلق و امثال اين أسماء تمام خبرى است از تعلّق علم به ظاهرش و ظهور حال همين است و چون نشئه وجود و ظهور هر شأن كلّى متناهى است بحسب ظهور جزئيّات ، پس دور معيّنى داشته باشد و در هر عالمى مناسب آن عالم ، كه چون دورهء هر عالمى به انجام رسد علم هر « 2 » عالمى قديم از « 3 » تعلّق به ظاهر خود در آن عالم روى گردانيده به باطن خود متوجّه « 4 » شود و اين باطن علم قيامت است و ظهور و جلال و اعلام آن عالم و استهلاك آن در غيبت ذات و چون علم به ظاهر تعلّق گيرد و در هر عالمى رابطه « 5 » و واسطهء فيض ذات مقدّس به آن عالم دقيقهايست از دقايق نبوّت حقيقت محمّدى صلّى اللّه عليه و آله و چون به باطن عود كند رابطه واسطهء نسبت عودش دقيقهايست از دقايق ولايت حقيقت « 6 » محمّدى صلّى اللّه عليه و آله و دورهء عود مطلق مطابق دورهء ظهور است در امتداد مقدر معقول نامحسوس و نبوت حقيقت محمّدى صلّى اللّه عليه و آله حقيقت مطلقهء نبوّت است و ولايت حقيقت محمّدى صلّى اللّه عليه و آله حقيقت مطلقه ولايت است كه در هر نشئه معلوم و خصوص ظهور در ساير انبياء و اولياء مىكند و آن شأن كلّى كه غايت هر نشأة است ظهور آن - من حيث النبوّة - شخص محمّدى است و - من حيث الولاية - شخص علىّ است و اين مفادّ حديث « انا و علىّ من نور واحد » و به روايتى ، « من شجرة واحدة » و ايضا « علىّ منّى و أنا من علىّ و لا يؤدى عنّى الّا انا او علىّ » و از اين قسم احاديث بسيار است و همچنين مفادّ حديث « كنت مع الانبياء سرّا و صرت « 7 » معى جهرا » . و چون آن شأن كلّى كه غايت است در هر مرتبهاى از مراتب عوالم اربعه به كمال لايق آن مرتبه در آن مرتبه ظاهر بود تا به تشخّص عنصرى انسانى پس همين نسبت كه در عالم
--> ( 1 ) - ر ض : به ظاهر علم . ( 2 ) - د : « علم هر عالمى » را ندارد . ( 3 ) - ر ض : « از » را ندارد . ( 4 ) - د : بشود . ( 5 ) - ر ض : رابطهاى . ( 6 ) - د : « حقيقت » را ندارد . ( 7 ) - ر ض : جهرت معى .